جنون عشق
درباره وبلاگ


«اشعار علی کشت دوست»

نام : علی کشت دوست
تاریخ تولد : 17 مهر 1362
محل سکونت : رشت
وضعیت تأهل : مجرد

مدیر وبلاگ : علی کشت دوست =>
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

ای معشوق من  
فقط تو میدانی این راز را 
که پر بود از ترس و اضطراب به هنگام
قرار های گاه اتفاقی و پنهانی مان
برای لحظه ای تنها شدن کنار هم 
و غرق آغوش هم شدن برای لحظه ای
که شتاب عقربه ها مدام آن را کوتاه میکرد 
آری حسی عجیب و پر هیجان
که تکرارش برایمان تکراری نمیشد 
شنیدن نجوای داغ نفس هایت 
که مو به تنم سیخ میکرد
جنونی مرا به ورای این دنیا میبرد 
و با لمس دوباره لبت به لبانم مرا زنده میکرد 
فقط تو میدانی آه... فقط تو معشوق پنهانی من... 




نوع مطلب : دفتر عشق ممنوعه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
1397/03/8
علی کشت دوست =>
1397/03/9 11:01
هر بار که این عاشقانه دل انگیز را میخوانم ، مست میشوم و بی اختیار ، زبان به تحسین میگشایم.

هزاران درود بر احساس ناب و قلم توانمندت.

مانا باشی شاعر خوش آتیه...
علی کشت دوست =>درود فراوان نازنین گل
همیشه دلگرم میشم با نظرات انرژی بخشت
1397/03/8 15:10
دوست دارم
از تو
و نامت
برای گردباد بگویم
برای باریکه راه پرسکون کوهپایه
برای اولین شعاع آفتاب
که ورق تقویم دیشب را آتش میزند
دوست دارم
از تو
و نامت
برای مادرم بگویم
برای دوستانم
برای رودخانه
که افسردگی شب را برهم میزند در انتظار و ترس
برای ستارۀ تابناک
که در سکون و سکوت هیاهو میکند
آه از افسون نامت
آه
من یقین دارم
خوشبخت ترین زنم
که مردی چون تو دوستم دارد
و هر روز خوشبخت و خوشبخت تر می شوم
چرا که راهم داده ای
دوستت بدارم

« شاعر : دلسوز محمد » ...
علی کشت دوست =>عمیق و عالی
1397/03/8 15:09
تو که نیستی
وقت قدم زدن
دست باد را می‌گیرم
دستان نامرئی و خیالی باد را
اما دیگر انگشتانم ، بافته نمی‌شوند لای انگشت‌های تو
گنگ و آرام در قلبم ، با من حرف می‌زنی
من دست باد را می‌فشرم
برگ‌های شرابی‌رنگ را له می‌کنم
و همه‌چیز ناگهان طلایی‌رنگ می‌شود
مشکوکم
به اینکه نکند واقعاً دست تو در دستم باشد
آن‌طور که همیشه وقتی اینجا بودی ، دستم را می‌گرفتی
چه می‌گویی در قلبم ؟
سرم را خم می‌کنم تا بشنوم
و حس می‌کنم دستت بلند شده
تا موهایم را نوازش کند
مثل همین باد
که درختان نق‌نقوی بالای سرم را ناز می‌کند
حالا اما صدایت را خوب می‌شنوم
دارد از عشق حرف می‌زند

« شاعر : کرول ان دافی » ...
علی کشت دوست =>تاثیرگذار
1397/03/8 15:08
عشق ما
بیرون
پشتِ دیوارها زاده شد
در باد
در شب
در زمین
از این روست
که خاک و گُل
گِل و ریشه‌ها
نام تو را می‌دانند

« شاعر : پابلو نرودا » ...
علی کشت دوست =>درود

مرسی همیشه همراهی استاد نازنین گل
1397/03/8 15:07
احسنت ، علی کشت دوست
باری دیگر با اعجاز قلم پرشورت
غوغا به پا کردی.

دست مریزاد...
علی کشت دوست =>ممنون استاد نازنین گل
درس پس میدم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.